اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
85
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
باب شانزدهم / در تدبير مسافران هر كه عزم سفر دارد ، پيش از آنكه به سفر بيرون شود ، هرچه داند كه اندر سفر خواهد بود ، از كم خوابي و تشنگى و گرسنگي و سرما و گرما و طعامهاى مسافران و پياده رفتن اندكى اندك اندك به آن خو بايد كرد ، مثلا اگر وقت گرما بود ، عادت تنعم و گرما از خويشتن باز داشتن ، ببايد گذاشت ، و اگر وقت سرما باشد ، جايگاهي گشاده نشيند ، تا با هواي صحراخو كند ، و رياضت و حركت فزون از عادت كند ، و نخست فصد كند ، يا به درازي 1 به داروي مسهل تن را پاك كند . ( 1 / 122 ) و چون به سفر بيرون شود ، ممتلي بر ستور ننشيند ، طعام خوردن تا وقت فرود آمدن به منزل افكند ، تا به وقت بر نشستن ، معده از طعام خالي شود و به آب حاجت 2 نيفتد . و اگر در گرما تشنه شود ، سه درم تخم خرفه كوفته با سركه و آب ممزوج بخورد ، تشنگى زايل كند ، و پيوسته سر از آفتاب ، پوشيده دارد . و هنگام بر نشستن شربتى پست جو 3 با آب سرد باز خورد . و در هر منزلي روغن بنفشه ، بناف و كف پاي و عضلها درمالد و ببيني بر كشد . و اگر " باد سموم " ( باد زهر آلود ) آيد ، بيني و دهان پوشيده دارد ، و بر آن رنج ، صبر كند ، و پياز پاره پاره كرده ، اندر دوغ آغشته بخورد ، و آن دوغ را بياشامد . و اگر كسي را " سموم " بزند 4 ، آب سرد بسيار بر دست و پاي او بايد ريخت و روغن گل و آب بيد و گلاب بر سر او نهادن و او را در آب سرد نشاندن و برگ خرفه و كوك ( كاهو ) و خيار و مانند آن آنچه بدست آيد مقداري ، بخورد ، و به آب مضمضمه مىكند و ميريزد ، و اگر چاره نباشد جرعه جرعه مىخورد ، و اگر " تب " نباشد ، شير و دوغ ، سخت موافق